![]() |
![]() |
|
| سرمایه هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد |
|
چه بود ؟
صدای در بود؟ نه خسته ام کیست این وقت شب؟ نه خیالاتی شده ام آخر بگو تو با این همه بی وفایی ات در خیال من چه میکنی؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 15:7 توسط ...حرف درد... |
|
|
صدای من
صحنه عشقی در لب است آه نیست آه نیست که ببیند که صدایم آهی در تب است آنگونه نگاهم کرد که گویی عشق هم اختیاری است و نگاهم رااز خود برید تا مرا اسیر خاطره هایی کند که حرفی ندارند تا مرا دلخوش کنند و صحنه عشقی که تا بر لب بود آنگونه نگاهم کرد و آه مرا کشید "م رضائی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 14:33 توسط ...حرف درد... |
|
|
دارم سخنی با تو که گفتن نتوانم وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه
گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 4:10 توسط ...حرف درد... |
|
|
دارم کم کم کم می آورم گاه میگویم کاش جرات آنرا داشتم که بگویم...
آه دوباره این ترس لعنتی نگذاشت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 10:43 توسط ...حرف درد... |
|
|
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ
عشقبازان چنین مستحق هجرانند |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 8:45 توسط ...حرف درد... |
|
|
مردی بود
و از تبار دردی بود که از خویشتن نبود و همچنان می رفت تا غروب درد و طلوع دوباره ی صبحی حیرت آور می رفت و حتی لحظه ای نمی ماند میان ماندن و رفتن دیرگاهی بود که از خود پیدا شده بود چیزی نمی گفت در سرش اندیشه ای با شکوه و دستانش نیز خالی نبود که پر بود از پینه هایی که التهاب ایثار بود و بوسه گاه مهربانی سلا م در خت را می شنید و صدای قلبش را که برا ی تپیدن از او اجازه می گرفت خلوت شب که می شکفت در هیاهوی سکوت ستاره ها گریه می کرد آرام گریه می کرد از رنجی که می بریم شاید غربت زمین برایش تازه بود شاید تنهایی ،چیز دردآوری بود شاید نپریدن برایش بس عجیب بود وشاید ... "م رضائی" |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 18:21 توسط ...حرف درد... |
|
|
چگونه روزه بمانم
چنین که نگاه تو را می نوشم وچنین که درچشمهای تو مسافرم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 19:43 توسط ...حرف درد... |
|
|
میخواهم امشب فحشت بدهم
آماده ای برای شنیدن... دوستت دارم پلکهایت را روی هم بگذار ودهانت را باز کن امشب تو را بی ادب تر از همیشه میخواهم "م اکبری" |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 20:50 توسط ...حرف درد... |
|
|
رفته بودم به خاکها سر بزنم
رفته بودم تا اگر شد سر را به خاکها بزنم در من نشست هرم حرمت هرچه ستاره بود در من پرید عقل از سر دیوانه ها در من نبود این چنین دلنازکی که حریق دریغ در من کشیده است به آسمان و اشک حسرتم تپیده است در زمین و من در گدار خاک و من در گذار تن شکسته است تیغ غربت به جانم غربتی که حتی تو نیز خود را از آن دریغ می کنی و نمیدانی که من در غربت تنم و تو در من تنیده ای "م . رضائی" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:54 توسط ...حرف درد... |
|
|
دیگر خسته ام
دارد دردهایم درد می گیرد شتاب نکن مهم نیست که از خودم بریده ام اما برای من یک پیروزی است که آنچه را که ندارم در تو دیده ام کاش ندارم میدانم که درست دیده ام نگاه تو امتیاز تازه من است به امید امتیاز دوست داشتنت "م رضائی" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 17:15 توسط ...حرف درد... |
|
|
لحظه ای با من باش
تا از آن لحظه برو یم تا گل که ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل لحظه ای با من باش تا که از تو نفسی تازه کنم تا از آن لحظه ی با تو سفر آغاز کنم سفری تا ته بیشه های سرسبز خیال تا به دروازه ی شهر آرزوهای محال سفری در خم و پیچ گذر ستاره ها از میون دشت پر خاطره ی ترانه ها لحظه ای با من باش لحظه ای با من باش تا به باغ چشم تو پنجره ای باز کنم از تو شعر و قصه و ترانه ای ساز کنم شعری همصدای بارون رنگ سبز جنگل و آبی دریا قصه ای به رنگ و عطر قصه های عشق عاشقای دنیا از یه لحظه تا همیشه میشه از تو پر گرفت تا اوج ابرا کوچه پس کوچه ی شهر رو با خیالت پرسه زد تا مرز فردا لحظه ای با من باش لحضه ای با من باش
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 16:48 توسط ...حرف درد... |
|
|
ابلیس د ر شراره چشــــــمت نهـــــــــان شده من آدمـــم نترس خدا ناتـــوان شــــده
این روزهـــا خــدای من آب اســت یا عــلف و می چرم میان بهشتی خزان شـــده در خان چشمهای تو رستم شدن بس است در شاهنامه ای که زنی قهرمان شده
م-اکبری |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 20:15 توسط ...حرف درد... |
|
|
*************************
این هم شعری از علی بهمنی ************************* شعرهای این مجموعه را میتوانید از لینک زیر بیابید |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:50 توسط ...حرف درد... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
__________________________
نویسندگان وبلاگ: محسن رضائی محمد علی اکبری __________________________ هر گونه استفاده از مطالب ، اشعار و ترانه های این وبلاگ بدون اجازه پیگرد وجدانی دارد از آنجا که متن بعضی ترانه ها و اشعار ممکن است به صورت کامل درج نشده باشد در صورتی که تمایل به استفاده از ترانه ها و اشعار در جایی دارید لطفا با ماتماس بگیرید Email e Rezaee : shabgard_1363@yahoo.com Email e Akbari : akbarifeizabadi@yahoo.com |
| پیوندهای روزانه |
|
شعری از علی بهمنی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
| پیوندها |
|
پرواز در سکوت غریبه تنها پسر تابستان وحشی یاسر آنتی گرل سایه مژگان گلبن لیلا کردبچه |